نیکی و نیکان نشسته بودن بغلم هر کدوم روی یک پام و تو نشسته بودی

رو به روم نیکی محکم بغلم کرد و گفت بابا خیییییلی دوستت دارم ی دفعه

چشمم به تو افتاد اخم کرده بودی بلند شدی و رفتی سمت اشپزخونه

          نیکان پرسید بابا جی شد گفتم بشینید بیام .اومدم اشپزخونه اروم

از پشت بغلت کردم گفتم عشقم چی شدی
 با ناز گفتی هیچی در حالیکه احساس میکردم خودتو میچسبونی بهم اروم

بوست کردم گفتم خانم دنیای منی دوستت دارم مکثی کردی و گفتی

مسسسسسسسسسعود واقعا دوستم داری؟ ومن خندم گرفت گفتم

دیوونه داریم نوه دار میشیم تو هنوز مثله دختر کوچولوها شک داری تو

نباشی منو کی خوشبخت میکنه اخم کردی و گفتی خوب میخوام بگی محکم با بغل جوابتو دادم اخم کردی و گفتی برو اونور میسوزی

بعدم پیشه بچه ها بده میبینند خندیدم و گفتم وقت  بوسه من بده!!!!اروم

ولت کردم تا خواستم از در خارج بشم گفتی اقامون چی میخواد براش بپزم

منم گفتم هر چی خواستی بعد اروم صدام کردی گفتی مسسسسسعود

دوستت دارم

 


برای باور عشقت تنها یک لبخندت را کافی میدانم

اما برای اینکه عشقم را باور کنی

حاضرم کله دنیا نه کله دنیا برایت کم هست

هرچه تو بخواهی به پایت بریزم

حاضرم هر راهی که نشانم بدهی بروم

تا قبول کنی چقدر دوستت دارم

باور کنه انقدر که تو باهمه فرق داری

من هم از خیانت و نامردی دورم

بارانم بدان که لحظه ای نباشی نفسم میگیرد

زندگی برایم جهنم است نمیگذارم

کسی تو را با همه خوبیهایت از من بگیرد تو تنها ماله منی

دوستت دارم



دانلود آهنگ جدید

نه دیگر محال است تو را از دست بدهم ،

قید همه را به خاطر تو میزنم

قلبم را تا ابد به تو میدهم ، تو تنها مال منی ،

این را به همه نشان میدهم!

مگر میشود بی تو بود ،

آنگاه که تویی تنها بهانه برای بودنم!

وقتی که بودنم بسته به بودن تو است ،

این لحظه هم منتظر آمدن تو است ،

لحظه ای که بوی عطر تو می آید

از آنجایی که میبینمت تا آنجایی که به انتظارت نشسته ام

چیزی دیگر نمانده تا رسیدن به آرزوها ،

تا رسیدن به تویی که همیشه آرزوی زندگی ام بوده ای

هر که می آید به سراغم ،

سراغ تو را از آن میگیرم ، هر که مرا نگاه میکند ،

با نگاهم به دنبال تو میگردم

و من چگونه به دیگران بگویم عاشق کسی دیگرم ،

تنها دلیل زنده بودنم کسی است

که همیشه بهانه ایست برای دلخوشی هایم

خیالت راحت از اینکه هیچگاه تنهایت نمیگذارم ،

دلهره ای نداشته باش از اینکه اینجا تو را جا بگذارم ،

که غیر از این خودم جا میمانم و دنیا تمام میشود ،

همه اینها تبدیل به یک قصه ی بی فرجام میشود!

ای تو که با نگاهت میتابی بر من و قلبم جوانه میزند ،

و آن لحظه حرفهای عاشقانه میزند ،

و این من و این احساسات من ،

برای تویی که همیشه میمانی در دلم !

نه دیگر محال است تو را از یاد ببرم ،

همه را فراموش میکنم و تو را با خود میبرم ،

تا هم خودت و هم یادت همیشه با من باشند،

تا اگر لحظه ای در کنارم نبودی با یادت زنده باشم

ای تو که با احساساتم دیوانه میشوی ،

تو هم اینجاست که هم احساس با من میشوی ،

و آخر هم دلت با دلم و خودت با خودم همه با هم یکی میشویم

 

 شنبه 16 آذر تهران


تو را دوست خواهم داشت به دور

از همه نامردیها تو را دوست خواهم

داشت به دور از شهوت و همه بدیا

و با تو خواهم ماند حتی اگر تمام عمر

فقط دوستت داشته باشم

و عاشقت میشوم حتی اگر تو از

عاشق شدن بترسی و حسم را

نفهمی نمیتوانم بگویم با تو قدم

خواهم زد چون اینقدر مطمین نیستم

پاهایم نلرزد یا چشمانت خیره نشود بهت

و نخورم زمین اما دوست دارم سیر نگاهت کنم

حتی زمانی که با ان خجالت دوست داشتنیت

سرت را به زمین بدوزی و ارام صورتم را خواهم

چسباند به صورتت و کنار گوشت میگویم دوستت دارم بارانم



وقتی که امدی دست و پایم لرزید

و برای لرزیدنش سرما را در گرمای شهرتان بهانه کردم

و کنارم که نشستی دلم همش بهانه بوسه کرد

و چشمانت را همش مینگریستم

تا چشمانم را بخوانی شاید اما تو نگاهم کردی

و چشمانت را زمین دوختی

و من بی اختیار سرت را بوسیدم

قشنگ ترین بوسه زندگانیم را زدم

پی نوشت : لعنت بر جدایی نمیدانم

چرا زمان ان همه زود میگذرد وقتی

بامنی بارانم هنگام جدایی تو گریه کردیو و حست

را راحت بهم فهماندیو و من حس بدم را هر کاری کردم

تا نفهمی و با لبخند ازت جدا شم و

در اخر با تمام حسم میگویم بارانم دوستت دارم




بارانم الان که کنارم نشستی بهترین احساس را دارم

نمیدانم شاید نامردی باشد

که زمان اینقدر زود میگذرد شاید

زمان هم به بودنت کنارم حسودی میکنند

اما بگذار همه و حتی این زمان شمار بفهمد چقدر دوستت دارم

و نمیگذارم زمان و مسافت تو را از من جدا کند 


نمیدانم چطوری باید به بهترین همدم و همرازم

روزش را تبریک بگویم نمیدانم نوشته های ناقابلم

در شان تو خواهد بود و در حدی خواهد بود که بتواند

حسم را برای تبریک روزت برایت منتقل کند یا نه اما

بارانم از صمیم قلبم و خالصانه میگویم بارانم بهترین دختر دنیا روزت مبارک


صدای خنده ای که برایم غریب شده است

پاهایی که دیگر قدر یاری کردنم را در این هوای سرد ندارند

دستانی که خسته تر از انند که بنویسند

ششهایم قدرت انرا ندارند هوا را بکشند

و دلم که شاد بودن را فراموش کرده است

اما چشمانم

بی صبرانه به صفحه گوشی نگاه میکند

به گوشهایم اعتماد ندارد

شاید گوشهایم صدای گوشیم را نشنوند

بی صبرانه چشمانم به صفحه گوشی زل زده است تا شاید روشن شود

اما انتظار بیهوده ای است دیگر هیچ وقت صفحه روشن نخواهد شد

گلویم را بغضی میگیرد تنم سرد میشود

دستانم نا امید

میخواهم بلند شوم

پاهایم قدرت بلند کردن بدنم را ندارند

لرزه ای بر تنم میافتد لحظه ای احساس میکنم تویی

اما چطور من که ناراحتت کردم هر چند ناخواسته

چشمانم نامت را روی گوشی میبیند

پلکهایم زود زود بسته میشوند انگار از من دستور نمیگیرند اعضای بدنم

هر کدام هر کاری دلشان میخواهد میکنند

اری باران تو هستی که در این غربت در این همه غم

بخشیدی مرا اما چطور بگویم که صدایت الان ارامم میکند

انگار در دلمی صدای دلم را میشنوی

و بهم زنگ میزنی

اگر همه این ها را ندارم  خدایم را دارم که تورا به من  هدیه داده است.


             

باران نوشت: دوست داشتن که حد ومرز نمیشناسد

                دوست داشتن که کینه و خشم نمیشناسد

               دوست داشتن فقط تو را میشناسد وبس

                                         مسعود نوشت: نه انروز قهر بودیم نه از دست هم دلخور اما

                                   بارانم لحظه ای لحظه ای برایم دوریت این همه دلتنگم میکند و نگرانم


باران نوشت:“دوستت دارم” هایت را به کسی نگو
نگه دار برای خودم
من جانم را
برای شنیدنش
کنار گذاشته ام


dfmzre5uir8x3rbpaaoi.jpg

و من برای زنده ماندن زندگی کرده فقط تورا بهانه میکنم

 بهانه شیرینم تویی برای خوابیدنم آغوشت را بهانه میکنم

 و به امید اینکه تورا در بغلم بگیرم برای دلتنگ شدنم فقط

 یک ثانیه ندیدنت کافیست برای گرفتن دستانه گرمت کله

 دنیارا بهانه میکنم بارانم از همه عشق بازی های دنیا فقط

 تک زنگت برایم کافیست یا همین که به یادم باشی کافیست 

بارانم برای شیرینتر شدن زندگانیم همین که اسمم را صدا 

کنی کافیست و وقتی که اسمم را از دهان تو شنیدم تازه 

فهمیدم شنیدن اسمم چقدر زیباست و برای اولین بار

 فهمیدم نه تنها رنگین کمان زیباست باران هم زیباست

 زیر ابرها مینشینم و به تماشای باران منتظر میشوم تا 

شاید ابر رحمی کردو بارانم را به من برگرداند


19mslnmkvkjpo64c89t5.jpg

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست

 و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست

ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم

و تو را آن گونه که می خواهی دوست دارم

ای مهربان پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود

 و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید

تبسمی از تو مرا کافیست که از هیچ به همه چیز برسم


باران خانومی اینم یه گاز حسابی که حقت بود

بارانم

z63amf9yitiawzdyztx.jpg

گاه دستانم بدجور هوایت را میکند گاه

میشود بی تو میشوم و آنگاه  تازه می فهمم

که بی تو چقدر تنهایم  حتی وقتی که در

آغوشمی دلم برایت تنگ است بی تو بودن کار

من نیست وقتی که پیشم نیستی کارم فقط

شمارش ثانیه هاست تا برگردی کنارم

بارانم همیشه بامن بمان که حتی با

تو که هستم دلتنگتم


زیر باران میروم تا کسی نداند گریه میکنم

یا باران گونه هایم را خیس میکند اما چه

کسی تنفر مرا از کسانی که میخواهند

تورو از من بگیرند پنهان خواهد کرد؟

در آغوشت میگیرم دستانت را محکم میگیرم

بر پیشانیت بوسه میزنم و جلوی همگان میگویم

چقدر دوستت دارم تا این گرگهای آدم نما دست

از سرمان بردارند در سجده هایم در قنوتم دعایت میکنم

تا خدایمان هم هوایمان را داشته باشد وقتی چشمانت

را مینگرم فریادی میزند که به من میفهماند تو ماله منی

و این گرگها نمیتوانند دستانه گرم تورو از من بگیرند


به نام عشق

دستانت را محکمتر در دستانم میگیرم تا  گرگی فکرنکند

که می توانند دستانه تورا از من بگیرد

اسم قشنگت را جوره خاصی صدا میکنم

تا با هیچ اسمی تشابه نداشته باشد تا کسی جرات نکند

از اسمت سوء استفاده کند

مقابله همگان بهت هزاران بارمیگویم چقدر دوستت دارم

تا همه بدانند که تو ماله منی جرات فکر کردن

هم در موردمان نداشته باشند

شبها اینقدر صدایت میکنم تا با اسمه تو خوابم بگیرد

تا در خوابم لحظه ای از یاد تو غافل نشوم.


نمیدانم میتوانم وجودت را کنارم باور کنم یا نه نمیدانم میرسد

 روزی که بتوانم دستانم را در دستانم بگیرم یا نه نمیدانم 

میرسد روزی که بتوانم در آغوشت بگیرم و باور کنم که تو 

ماله من هستی یا نه  میخواهم به دور از همه حاشیه ها

 به دور از هوس و شهوت در آغوشت بگیرم و به همه بگویم

 که دیدید ماله من شد میخواهم به همه بگویم دیدید عمری 

در گوشم خواندید که عشق وجود ندارد اما من عشقم را یافتم ؟

میخواهم به خاطره اسمه قشنگت زیر باران بروم چون دیگر باران

 را ماله خود میدانم میخواهم به یاد تو ساعت ها زیر این باران

 راه بروم دانه دانه قطره های باران را ببوسم دوست دارم 

دستانت را در ستانم فشار دهم تا حتی کسی جراعت فکر 

کردن به جداییمان را نداشته باشد دوست دارم بروم بالای 

بلندترین کوه داد بزنم تا همه بشنوند اصلا گوش فلک هم 

کر شود و بگویم دوستت دارم برای همیشه

lcxsijiuq20gqe54nd2.jpg