میشه نگام کنی

من عاشق توام

اقرار میکنم

اقرار میکنم

بی یاد تو هنوز

هم سخته خواب شب

هم خنده های روز

 

جمعه 25 مهر

با خانواده اومدن خونمون واسه معارفه

 

فقط تو رو میبینم

مثل یک خیال

مثل یک سایه

و حست میکنم

مثل تپشهای قلبم

 

چهارشنبه 9 مهر

باباش باهام حرف زد

 

آهسته فتح کرده ای با چشمهایت

هر چه داشته ام را

حالا تمام جهان من مستعمره ی توست

 

 

 

دوشنبه 7مهر

رفت با بابام حرف بزنه