مرسی که هستی
و هستی را رنگ می‌‌آمیزی
هیچ چیز از تو نمی‌خواهم
فقط باش
فقط بخند
فقط راه برو...
نه،
راه نرو
می‌ترسم پلک بزنم
دیگر نباشی.



مهم نیستــ בیـگراלּ چــہ مے گویند


همیــלּ ڪه مـלּ میگویم : تـــُ


و تــُــ میگویے : مــלּ ، بـــس است . . .



مهم نیستــ בیگراלּ چــہ مےבانند،


همین ڪه تــُــ براـے منے و


مــלּ برا ـے تــُــ ،بـــس استــ . . .



مهم نیستــ בیگراלּ چــہ فکر میڪننـב ،


همیــלּ ڪه مــלּ به تـــُــ ، و تــُـــ به مــלּ .....فکر می کنی بـــس استــ . .



یکشنبه 17 آذر

راه آهن

نه دیگر محال است تو را از دست بدهم ،

قید همه را به خاطر تو میزنم

قلبم را تا ابد به تو میدهم ، تو تنها مال منی ،

این را به همه نشان میدهم!

مگر میشود بی تو بود ،

آنگاه که تویی تنها بهانه برای بودنم!

وقتی که بودنم بسته به بودن تو است ،

این لحظه هم منتظر آمدن تو است ،

لحظه ای که بوی عطر تو می آید

از آنجایی که میبینمت تا آنجایی که به انتظارت نشسته ام

چیزی دیگر نمانده تا رسیدن به آرزوها ،

تا رسیدن به تویی که همیشه آرزوی زندگی ام بوده ای

هر که می آید به سراغم ،

سراغ تو را از آن میگیرم ، هر که مرا نگاه میکند ،

با نگاهم به دنبال تو میگردم

و من چگونه به دیگران بگویم عاشق کسی دیگرم ،

تنها دلیل زنده بودنم کسی است

که همیشه بهانه ایست برای دلخوشی هایم

خیالت راحت از اینکه هیچگاه تنهایت نمیگذارم ،

دلهره ای نداشته باش از اینکه اینجا تو را جا بگذارم ،

که غیر از این خودم جا میمانم و دنیا تمام میشود ،

همه اینها تبدیل به یک قصه ی بی فرجام میشود!

ای تو که با نگاهت میتابی بر من و قلبم جوانه میزند ،

و آن لحظه حرفهای عاشقانه میزند ،

و این من و این احساسات من ،

برای تویی که همیشه میمانی در دلم !

نه دیگر محال است تو را از یاد ببرم ،

همه را فراموش میکنم و تو را با خود میبرم ،

تا هم خودت و هم یادت همیشه با من باشند،

تا اگر لحظه ای در کنارم نبودی با یادت زنده باشم

ای تو که با احساساتم دیوانه میشوی ،

تو هم اینجاست که هم احساس با من میشوی ،

و آخر هم دلت با دلم و خودت با خودم همه با هم یکی میشویم

 

 شنبه 16 آذر تهران



مَرב مَنـ

از


آنــ مـَعـ
בوב مَرבانیستــــ




کِـــہ چِشمــهایَشــ آینــِــہ
בلـــَش اَستــــ




کِـــہ مے شَــو
ב בلهــُـره کوבکانـِـه اشـــ را




اَز ضَربانــــِـ قَلبَشــــ و لـَـرزشــــ لَبهایـَـشــ
פـِـســ کــرב




مَرב مَنـ




اَز آنــ جُملِـــہ مَر
בانیستـــ




کِــہ میــشَو
ב تا آפֿــر عُمــر




مَـ
בهــوشـ بــوسِه هاے عاشـِـقانـہ اشـــ مانـــב




مَر
ב مَنـ




تـــَمام مَنـ استــ...




مُـפֿـاطَبـِـ تـــَـمامِـــ عاشِقــانِه هــاے مَنـ




چهارشنبه

13 آذر

چهارراه ولیعصر-کافه بامداد


تمام شهر تویی
وقتی دست‌ هایت را در دست می‌گیرم‌
و انگشتانت ، خیابان‌های درازی می‌شوند برای قدم زدن . . .



دوشنه 11 آذر

پارک گفتگو-ساعی

 

وقتی دستت تو دست عشقته و آروم یه فشار کوچیک به دستت میده

بی تفاوت ازین فشار رد نشیا

داره باهات حرف میزنه

میگه دوست داره!

میگه هوات و داره!

میگه حواست به من باشه!

میگه حواسش بهت هس!

میگه تنها نیستیا!

میگه….

تو هم همینجور که دستت تو دستشه

آروم انگشت شصتت و بکش رو انگشتاش

آره

یه وقتایی بی صدا و بی نگاه حرف بزنین


تو را دوست خواهم داشت به دور

از همه نامردیها تو را دوست خواهم

داشت به دور از شهوت و همه بدیا

و با تو خواهم ماند حتی اگر تمام عمر

فقط دوستت داشته باشم

و عاشقت میشوم حتی اگر تو از

عاشق شدن بترسی و حسم را

نفهمی نمیتوانم بگویم با تو قدم

خواهم زد چون اینقدر مطمین نیستم

پاهایم نلرزد یا چشمانت خیره نشود بهت

و نخورم زمین اما دوست دارم سیر نگاهت کنم

حتی زمانی که با ان خجالت دوست داشتنیت

سرت را به زمین بدوزی و ارام صورتم را خواهم

چسباند به صورتت و کنار گوشت میگویم دوستت دارم بارانم


می شناسم کسانی را کـہ

زیـر یک سقف زندگی می کنند

روی یک تخت می خوابند

و سالهاست شناسنامـہ شاטּ بـہ نام هم شده

اما قلبشان

  را جایی دورتـر از خانـہ جا گذاشتـہ انـد

  و مــטּ فکر می کنم دیگر هرگز محرم هم نخواهند شد

اما تو

  از دور نگاهم کـטּ

  صادقانـہ

با همان گیرایی عاشقانه ات

  تا ابد فقط بـہ تـو فکر خواهم کرد

تـو محـرم منی

حتّی اگر هرگـز

  نامت

بــہ شناسنامـہ ام نیایـد

دانلود آهنگ جدید



tumblr_mpzlorgoih1rx35huo1_500.gif


دیوونـــ ـه بـــ ـازی میدونـــ ـی یَعنـ ـی چـ ـی ؟

یَعنـ ـی :

وقتــ ـی داره باهـ ـات بحـ ـث میکنـ ـه

چشـ ـاتـ ـوریزکنـ ـی

بگـ ـی !

خاک بـــِ سرم ... بـ ـازتواخم کردی ؟

نگفتم بـ هـت نمیـ ـاد ؟! اصـ ـن گـ ـوش نمیدیـ ـا !

بعدتـ ـابیادچیزی بگـ ـه!

بگـ ـی چـ ـی گفتـ ـی ؟؟ دوسـ ـم داری ؟ خب عزیزم منم دوســــ ـت دارم !

یامثلـ ـا

نشــ ـسته باشیـ ـن تویـ ـه جمع دوسـ ـتانـ ـه

داره حـ ـرف میزنه ... حـ ـرف میزنه ... حـ ـرف میزنه

یهو وسـ ـط حرفش بری بگــ ـی

توپرانـ ـتزمیخواستم بگـ ـم

مــ ـن ایشونوخـــ ـیلی عاشــ ـقشم

خوب داشــ ـتی مـ ـی گفتــ ـی عزیـ ـزم ...

یـ ـه رابطـ ـه بدون دیوونـ ـه بازی رابـ ـطه نیــ ـس