+ببینمت. . .
گونه هایت خیس اســـت . . .
باز با این رفیق نابابت . . نامش چه بود؟ هان! باران. . .
باز با ;باران ; قدم زدی ؟
هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . .
همدم خوبی نیست برای درد ها . . .
فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد

دلم یک جای دنج میخواهد
آرام و بی تَنِش
جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی
تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد
مثلا ......................
آغوش تو


















با من بمان